کووات - موسیقی کرمانجی

موسیقی محلی و مقامی کرمانجی خراسان

موسيقی شمال خراسان

الله مزار
آهنگی است که پس از غارت و کشتار و اسارت بر بالای مزار عزيزان از دست رفته خوانده می‌شده: الله مزار، وا چی روزگاره.... ؟

دو قرسه
پس از قتل عام و کشتار، مرده‌ها را در وسط جمع می‌کردند و دور اجساد دور می‌زدند و مشغول ذکر می‌شدند و اين مبدأ رقص و آهنگ دو قرسه بود.

انارکی
مربوط به لحظات پس از هجوم بيگانگان و کشتار و انباشت اجساد است زنان دور اجساد جمع می‌شدند و نار می‌زدند و گریه ميکردند.

هرای
فریاد کوهستان است و گویای زندگی پر‌حادثه و پر‌سوز وگداز و آوارگی مردم کرد است، به طور کلی، بسياری از آهنگ‌هايی که در شمال خراسان زمانی برای سوگ اجرا می‌شد‌، پس ازگذشت ساليان دراز، آرام آرام تغيير شخصيت داده، از آنها گاه به عنوان آهنگ‌های رقص نيز استفاده ميشود، مثلاً آهنگ رشيدخان که ابتدا برای سوگ بوده، امروزه يک موسيقی شاد و برای رقص است موسيقی کردی شمال خراسان را موسيقی کرمانجی نامند. کلاً کرمانج شمالی، کردهای خراسان، آذربايجان غربی و ترکيه و شمال عراق و سوریه و کرمانج جنوبی به کردهای جنوب دریاچه‌ی اروميه و مهاباد و کردستان و کرمانشاهان و سليمانيه‌ی عراق گفته می‌شود که از نظر گويش با هم متفاوتند. تفاوت ميان کرمانج شمالی و جنوبی در عرصه‌ی موسيقی نيز مشهود است. به عنوان مثال می‌توان به آهنگ لو اشاره کرد که از اصيل‌ترين. باستانی ترین نغمات ايرانی است و وجه تمايز کرمانج شمالی و جنوبی نيز هست. بدين معنی، کسی که بتواند لو بخواند می‌تواند از کرمانج شمالی باشد.
موسيقی کرمانج شمالی همچنين در جمهوری ترکمنستان که سابق به سرزمين خوارزم معروف بود و تا فبل از قرارداد 1299 جزء ايران محسوب می‌شد نيز وجود دارد (در دوران صفويه بخشی از اکراد را در خوارزم استقرار دادند). اشعار کردی اغلب به شکل هجايی است که تعداد هجا ها می‌تواند از 8 هجا تا 16 هجا باشد.ترانه‌های عاشقانه بيشتر در قالب های 8 هجايی است. آهنگ لو اغلب در بر‌گيرنده‌ی قالب‌های 11 تا 16 هجايی است، نوازندگان شمال خراسان را می‌توان به سه گروه اصلی تقسيم کرد که عبارتند از: عاشق‌ها، ‌بخشی‌ها، لوطی‌ها. به این سه گروه می‌توان دو دسته‌ی ديگر را نيز افزود که عبارتند از:‌نی‌نوازان و لولو چی‌ها.

عاشق‌ها
عاشق‌ها قديمی‌ترین و اصيل‌ترین هنرمندان اين منطقه‌اند.عاشق‌ها نوازندگان سازهايی مثل سورنا، دهل، قشمه، کمانچه و دايره‌اند و همچنين از رقصندگان بزرگ شمال خراسانند. تنها مردمی که در قديم از پرداختن ماليات معاف بوده‌اند هنرمندان بودند. چه عاشق، بخشی يا لوطی. اما تنها گروه‌هايی که حق انتقاد داشته، مجازات نمی‌شدند عاشق‌ها و لوطی‌ها بودند، عاشق‌ها مجری توره هستند، توره به معنی تأتر و نمايشنامه است. در توره از خان انتقاد می‌شده. توره ‌نمايش های طنز آلود و انتقادی بوده همراه با موسيقی، متن نمايش به شکل محاوره ای اجرا می‌شده، نوازندگان در کناری می‌نشستند و موسيقی نقش فضا سازی را در طول نمايش به عهده داشته است. گاه ممکن بود درتوره بر حسب نياز آواز نيز خوانده شود. گرچه خواندن آواز از وظايف عاشق‌ها نيست و از جمله هنرهای بخشی‌ها به شمار می‌رود.

بخشی‌ها
بخشی‌ها نوازندگان دوتار، آوازخوان و داستان سرا بودند، شهرهای بجنورد، شيروان و قوچان مراکز عمده‌ی بخشی‌های شمال ‌خراسان بوده است ( شهرهای اصلی و مراکز قدرت در شمال خراسان قديم )روايات عاميانه در تعريف عنوان بخشی بر اين باور است که بخشی کسی است که خداوند به او بخششی ياموهبتی عطا فرموده و او را فردی استثنائی کرده‌است، برطبق همين روايات، بخشی بايد بتواند بخواند، ‌بنوازد، ‌شعر بگويد، ‌داستان بسرايد و ساز خويش را نيز بسازد، بدين ترتيب، هر نوازنده ی دوتاری بخشی نيست و جدای از تسلط برساز، شخص بايد از نظر دانش و شرايط درونی به مرحله‌ای برسد که عنوان بخشی را زیبنده‌ی خود گرداند، البته در اين زمينه استثناء نيز بوده است. مثلا استاد رحيم خان بخشی گرچه دارای صدايی نارسا بوده، اما به خاطر تسلط زیاد در ساز و نيز دانش او، باز از طرف مردم به عنوان بخشی معروف بوده است. رحيم خان بخشی در نقل داستان‌ها به‌جای آواز از بيان محاوره‌ای استفاده می‌کرده است. انتخاب آهنگ و شعر از طرف بخشی، بستگی به تشخيص او از موقعيت مجلس دارد، بخشی‌ها معمولاً در عروسی‌ها و بطور کلی مجالس شاد می‌نواختند و در مراسم سوگواری رسم بر اجرای موسيقی توسط بخشی‌ها نبوده است، در قديم هر خان، بخشی خاص خود را داشت. يکی از هنرهای بخشی‌ها داستان‌سرايی است، همراه با موسيقی دوتار، آواز، دکلمه‌ی آواز و بيان محاوره‌ای و نقلی، بخشی می‌توانسته آهنگ‌های رقص را تا جایی که سازش اجازه می‌داده ‌بنوازد، منتهی در اندرونی و در جمعی محترمانه و بسيار خودمانی.

لوطی‌ها
لوطی‌ها در حکم روابط عمومی يا پيام رسانان جامعه خود بوده‌اند. وسيله‌ی آنها يک دايره بوده است. آنها نيز مانند عاشق‌ها حق انتقاد داشتند، لوطی‌ها دائما در حال سفر بودند و ناقلان اخبار و وقايع، وقايع و اخبار توسط آنان به صورت شعر در می‌آمد، آهنگين ميشد و در همه جا اجرا ميشد بسته به محتوای شعر، لوطی‌ها يکی از قالب‌های موسيقی کردی را انتخاب می‌کردند، لوطی‌ها نيز ممکن بود آهنگ‌های رقص را بخوانند يا بنوازنند، اما کارشان طبعا به زیبایی کارعاشق‌ها نبوده است. هم اکنون درشمال خراسان نسل لوطی‌ها منقرض شده است و تنها ياد آنها زنده مانده است.

رقص
رقص در شمال‌خراسان شامل:‌ يک قرسه، دو قرسه، شش قرسه، انارکی و... است که معمولا موسيقی آنها توسط عاشق‌ها با سورنا و دهل و قشمه و دايره و نيزکمانچه اجرا می‌شود، رقص‌ها در شمال خراسان معمولا دارای حالتی از رزم‌اند - چوب بازی جای نيزه بازی و شمشيربازی قديم را گرفته است، همچنين در مراسم کشتی از شاخه های کوراوغلی استفاده می‌شود که بسيار رزمی است و توسط سورنا و دهل نواخته می‌شود.

+ نوشته شده در  ساعت 21:51  توسط یلدا عباسی  |